انگیزشی
پند آموز
عاطفی
طنزآمیز
واقعی
مَثَل
وبلاگ
عاطفی
مادر و همسر
بازدید: ۹۹ بار
تاریخ: ۱۳۹۷/۰۸/۱۲
لایک : ۳۰ بار

پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟
دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت می‌دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو  به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان.
پسر جوان آهی کشید  و شرط دختر را پذیرفت...
هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد.
پسر جوان رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟
مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟ خودم تا موقعی که زمین‌گیر نشدم ازش مراقبت می‌کنم.
پسر جوان اشک ریخت و به زنش نگاه کرد.
زن جوان انگار با نگاهش به او می‌گفت: شرط ضمن عقد رو باطل کن!

برچسب ها : ازدواج  ,  خانه سالمندان  ,  همسر  ,  مادر

نظرات (0)

مطالب مرتبط
موضوع تاریخ بازدید
راز ۶۰ ساله ۱۳۹۶/۰۶/۱۰ ۶۲۶
دسته گلی برای مادر ۱۳۹۶/۰۷/۲۶ ۴۴۹
شکایت گنجشک به خدا ۱۳۹۶/۰۶/۰۸ ۵۶۷
دیدار با خدا در پارک ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ ۶۶۴
ویلیام کوپر ۱۳۹۶/۰۶/۱۰ ۵۲۴