انگیزشی
پند آموز
عاطفی
طنزآمیز
واقعی
مَثَل
وبلاگ
انگیزشی
مسیر اشتباهی !!
بازدید: ۱۴۸ بار
تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۰۳
لایک : ۴۹ بار

مردی خسته از زندگی، از بالای یک ساختمان بلند خودش را به پایین پرت میکند.
همینطور که در حال سقوط بود از پنجره به داخل خانه ها نگاه می کرد. به دلخوشی های کوچک همسایه ها. به عشق های یواشکی، به ظرافت انگشت های یک زن وقتی با قاشق قهوه را هم می زد، به جدیت یک مرد وقتی جدول روزنامه را حل می کرد و انگار اگر یک خانه را جا میگذاشت او را می بردند دادگاه! به تبسم یک کودک که آرام آرام به خواب میرفت، به اندام بلورین دختر نوجوانی که ناخن هایش را با دقت یک کاشف اتم لاک سبز می زد، به چین های برجسته پیشانی پیرمردی که داشت از تلویزیون فوتبال تماشا می کرد و جوری فریاد می زد که انگار اگر تیم محبوبش پیروز می شد، او را دوباره به جوانی برمی گرداندند و ...
سقوط می کرد و چیزهایی را می دید که هیچوقت توی آسانسور یا پله های آپارتمان ندیده بود.
 درست وقتی که به آسفالت خیابان خورد، انگار فهمید مسیر اشتباهی برای خارج شدن از زندگی انتخاب کرده است. در آن لحظه آخر حس کرد، زندگی ارزش زیستن را داشت اما .... دیگر دیر شده بود!
پیش از آنکه به آسفالت زندگی برخورد کنید یادتان بیاید که همین دلخوشی ها به ظاهر کوچک ارزش زيستن دارد.

برچسب ها : مفهوم زندگی  ,  لحظه مرگ  ,  خودکشی

نظرات (5)
نام: قاسم
۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۳
داستان خیلی جالب و باارزشی بود...مخصوصا پیام آخرش که همین دلخوشی های به ظاهر کوچک ارزش زیستن دارد.
نام: حامد
۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۴
خیلی جالب بود
نام: vali dehghan
۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۵
تشکر بابت داستان های خوبتون
نام: سمیه
۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۶
چطور با این سرعت که میومد پایین تو اتاقارو هم میپایید...خخخ
نام: جابر خلیلی
۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۹
ازاین داستان های پند آموز بیشتر بذارید.. تشکر

مطالب مرتبط
موضوع تاریخ بازدید
قهوه آموزنده ۱۳۹۶/۰۶/۱۰ ۸۷۴
کشاورز و الاغ پیر ۱۳۹۶/۰۶/۱۹ ۴۴۲
فقر واقعی !! ۱۳۹۶/۰۶/۱۹ ۳۸۶
سلف سرویس ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ ۴۱۹
فتح اورست ۱۳۹۶/۰۶/۱۹ ۶۵۵